یکشنبه 1 اردیبهشت1387
چهارشنبه 17 بهمن1386
با من تو هر آنچه گویی از کین گویی *** پیوسته مرا ملحد و بد بین گویی
من معترفم بدان چه گویی ، لیکن *** انصاف بده تورا رسد این گویی؟
ما با می و معشوق و شما دیر و کنشت *** ما اهل جحیمیم و شما اهل بهشت
تقصیر من از روز ازل چیست؟ بگوی *** نقاش چنین به لوح تقدیر نبشت
پنجشنبه 20 دی1386
با درود و سلام بسیار:
با هر بار باز کردن وبلاگ یا کلیک رفرش یک آهنگ و یک جک جدید در آخر وبلاگ برای شما
پخش میشود به همراه یک فالنامه زیبا و کوچک پس تا آخر ببینید...
به شدت منتظر راهنمایی و نظرات شما هستم.
این هم ایمیل و آدی من:
marmolak_666_co
منبع بی نظیر کدهای جاوا کلیک کن
مهدی

شود مردمی کیش و آئین ما
نگیرد خرد خرده بر دین ما
بیاریم آن آب رفته به جوی
مگر زآن بیابیم باز آبروی
هر کسی کو دور ماند ازاصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
روزگاری افتخاری داشتیم
سرزمین برقراری داشتیم
سرزمین کوروش و اقلیم پارس
با زبان خالص و شیرین فارس
تا که روزی با عربها جنگ شد
ریشه اسلام در فرهنگ شد
گرمی آتشکده از یاد رفت
قدرت ایرانیان بر باد رفت
ای اهورایی زبان را بسته ای
از چه با اهریمنان بنشسته ای
سنت و فرهنگ نابودی گزید
با به لعنت کردن شمر و یزید
...
تا که باشد وضع ایران این چنین
کی ببوسم تربت ایران زمین؟
روز خوش را چشم ایرانی ندید
بلکه روزی رستمی آید پدید
چهارشنبه 30 آبان1386

مراقب اندیشه های خود باشید که به گفتار شما تبدیل میشود مراقب گفتار خود باشید که به کردار شما تبدیل می شود مراقب کردار خود باشید که به عادت شما تبدیل می شود مراقب عادت خود باشید که به شخصیت شما تبدیل می شود مراقب شخصیت خود باشید که سرنوشت شما را می سازد پس این خود نوشت است که آینده ما را میسازد نه سرنوشت ! یزدان پاک با ماست...

هان بر در ایستاده میکوبم،
کسی اگر صدای مرا بشنود و در به رویم بگشاید،
به درون خواهم آمد و با او همسفره خواهم شد و او با من...

چهارشنبه 30 آبان1386
ناگفته های بسیار...
خلاصه تاریخ معاصرایران زمین
چه درد آور است هنگامی که انسان در کشور و خاک خود احساس تنهایی و غربت کند و ابراز عقیده ، حق انتخاب و چگونه بودن را از او بگیرند یا بدزدند.
...حتی قبل از تولد! مذهب ، دین و حتی رهبر؟! شخص انتخاب شده است ... برعکس نظام های پیشرفته دنیا ، نظام ها و رهبرانی که از جانب اینها استعمارگر ، فاسد ، منحط وحتی قابل توهین ! کردن هستند ، مسئولان و رهبران بسیار قدرتمند آنها که اکثرا از نخبه ها و فارغ التحصیلان معتبر ترین دانشگاههای دنیا هستند ، زیر ذره بین و فشار لحظه ای اغلب رسانه ها و احزاب آزاد و ریز بین ، حتی در مسائل خصوصی خود هستند.
متاسفانه وقایع به طوری در اذهان ما تخریب و تحریف شده است که دست بر هر نقطه ای بگذاریم غدۀ چرکینی می شود و هزاران درد و سوال را بر انسان تحمیل می کند و از هدف و نکته اصلی دور.
امروز ما به کجا میرویم تا دیر نشده ، چشم ها را باز کنیم ، سپاه روم از غرب و سپاه مغول از شرق بر دروازه ها و مرزهای باقیمانده ما نشسته است ، آیا هجومی دوباره ما را رها! یا محو خواهد کرد؟
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
به کجا چنین شتابان؟! (ناگفته های بسیار)
بعد از انقلاب ، جمهوری اسلامی با اکثریت نود و هشت درصد ! انتخاب شد ، جمهوری اسلامی آری جمهوری اسلامی نه و ملت ، ملتی دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی با آگاهی و شناخت کامل؟! از حکومت اسلامی و تفهیم چگونگی این نظام به آن رای مثبت داد، بعد از هشت سال جنگ داخلی و خارجی ، برای ملت ، ملتی خسته و تهی دست تر از گذشته ، مشخص شد که جنگ بر سر لحاف ملا یا همان ملت بوده است و بس.
گوشه ای از سخنرانی آقای خمینی ، روز ورود به تهران و بهشت زهرا ، چاپ شده در روزنامه کیهان ، چهارشنبه 11/11/1385 صفحه 12: ...لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد ، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این ، سرنوشت ملت بعد را معین میکند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است ...آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه ، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است... و اگر چنانچه سلطنت رضا شاه فرض بکنیم که قانونی بوده ، چه آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند؟ هر کسی سرنوشتش با خودش است ، مگر پدرهای ما ولی ما هستند مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این بودند ، میتوانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند آنها تعیین بکنند؟... بنا براین آیا یک ملتی که فریاد میکند که ما این دولت مان ، این شاه مان ، این مجلس مان بر خلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشتمان دست خودمان باشد ، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست کنند ...
و اما نفت ما ، تمام نفت ما را به غیر دادند ، به آمریکا و غیر آمریکا دادند ، آنی که به آمریکا دادند عوض چه گرفتند عوض ... این هم از ناحیه نفت که این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا کرده بود ، عمر سلطنتی پیدا کرده بود ، مخازن نفت ما را تمام کرده بود...
...ما نمیخواهیم نظام را به هم بزنیم ، ما میخواهیم نظام محفوظ باشد لکن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت ، نه نظامی که دیگران سرپرستی اش را بکنند و دیگران فرمان به آن بدهند.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته...
نتیجه: پس به قول ایشان : که سرنوشت هر ملتی به دست خودش است ... مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این بودند ، میتوانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند آنها تعیین بکنند؟...
با این حساب امروز که نسل سومیهای انقلاب هم پدر شدند(به سن بلوغ رسیده اند) ملت سه رفراندوم از حکومت طلبکار است...
ونفت هنوز میسوزد... شب ، شرجی ، نان و ستاره و نفت ، حتما شبانی که شبان آمد شبان هم رفت...
خلاصه اینکه حاکمان اصلی انقلاب با انحصارطلبی و به طور خزنده با بحران سازی و دشمن تراشی بی حساب ، یکی پس از دیگری منصبها و پستهای حساس(به مانند دانشگاهها و مراکز فرهنگی به نام انقلاب فرهنگی) را بدست گرفتند ، همچنین با فرافکنی بحران ها و مسائل داخلی ، همچون امور عراق ، افغانستان ، لبنان و... همانند یک ابر قدرت جهانی ! به پشتوانه دلارهای نفتی ، که بدون اغراق نه در کنار ، بلکه مصمم تر و پیشرو تر از خود شوروی کمونیستی ، به جنگ با نظام سرمایه داری شتافت و با آگاهی یا بدون آگاهی بار دیگر به یکی دیگر از صفحات شطرنج بازی دو ابر قدرت(همانند کره ، ویتنام و...) تبدیل شد ، وبه جای رسیدگی به رفاه و سازندگی کشور عقب مانده ایران ، به دست اندازی جهت بهره کشی قدرتهای جهانی تبدیل شد . البته دلایل این اقدامات با تعجیل ، پراکنده و بی برنامه حاکمان در اوایل انقلاب ( همانند: تائید فاجعه گروگان گیری سفارت آمریکا، در افتادن با قدرتهای جهانی ، جنگ هشت ساله ، ادامه جنگ و تجاوز به خاک عراق و...) ، چیزی جز نو پا بودن جمهوری ، بی تجربگی حاکمان و سوء استفاده قدرتهای جهانی نبوده است ، که نا گذیر تا به امروز نیز ادامه داشته و خواهد داشت.
گوشه ای از اتفاقات بعد از انقلاب در داخل و خارج کشور :
1: توقف تمامی پروژه های عمرانی کوچک و بزرگ که توسط کشورهای شناخته شده صنعتی از جمله آلمان ، ژاپن و آیالات متحده آمریکا و... اجرا میشد.
اقتصاد: اقتصادی که با مدلها و نظریه های پیچیده بسیاری همانند اسمیت ، استالین ، هایک ، کنزو.. درغرب و شرق در سطح مراکز آموزش عالی و به کار بستن در دولتها و حکومتهای مختلف تا به امروز تجربه شده و میشود ، مشخص نیست که این اقتصاد ، نظام ومدینه فاضله! را بر اساس کدام طرح ، نظریه و نظریه پردازاحیانا اسلامی میخواهند پی ریزی کنند ، همانند تمامی پایه های دیگر نظام ، بی برنامه ، سیاست زده ، تکه تکه و هر قسمت آن به آقایی و نماینده ای از نمایندگان حکومتی (خودی ها) محول شد ، همانطور که میدانید در حکومتهای شخص محور و دیکتاتور ، میزان انتخاب مسئولان و سنجش لیاقت و شایستگی آنها بر اساس تخصص و نبوغ به روز آنها نیست ، بلکه میزان : مزدوری ، چاپلوسی ، خوش خدمتی افراد و گروهها ، جهت بقای حکومت به هر قیمتی میباشد. و نه اقتصاد بلکه تمامی بخش های مختلف کشور به صورت سلیقه ای ، اعما ل نفوذ و قدرت بستگان و نزدیکان مدیران و به روش آزمون و خطا اداره میگردد ، و این یعنی تعدد اهرمهای قدرت در کشورو تعدد قدرت و نیروهای موازی یعنی هدر دادن بودجه های کلان ، جنگ قدرت ، جذب نیرو واعمال نفوذ مجمع ها و دستگاههای مختلف با توجه به نفوذ و اعتقادات تند و سلیقه ای ، چنان که در اظهارات سخنگوی دولت ایتالیا از زبان نخست وزیر که از ایران دیدن کرده بود اعلام شد که با رهبران! ایران مذاکره کردیم و این یعنی عدم تصمیم گیری واحد که باعث سر در گمی و مانع جدی هر نوع سرمایه گذاری داخلی و خارجی عمده در کشور شده است . به عنوان مثال برای ساخت یک ساختمان مسکونی یا تجاری طبق استاندارد به تعدادی مهندس ، کارگر ، مصالح مختلف بستگی به نوع سازه و مهم تر از همه وجود نظارت و یک سرپرستی تحصیل کرده و به روز است. اگر هر کدام از این گزینه ها طبق اعمال نفوذ و قدرت خود ، بدون هماهنگی و به طور مستقل اقدام به ساخت و ساز کنند ، استقامت و عاقبت این سازه و ساکنان آن نیز مشخص است.
2: تصرف فاجعه بار سفارت آمریکا که بهترین امکان به غرب و شرق جهت شناسایی و اعلام ایران به عنوان کشوری متجاوزو بی تمدن که باید مهار شود را داد و بهترین بهانه را جهت حمله به ایران و مسدود کردن حسابهای ارزی ، هم چنین تحقیر چهره ابر قدرت آمریکا در برابر چشمان دنیا از جانب شوروی و بهترین فرصت جهت بهره برداری روسها از به چالش کشیده شدن آمریکا به مدت زمان طولانی در مرداب ایران.
وجهه ایران و ایرانی : در داخل با شعارهایی مانند : مرگ بر منافق ، مرگ بر بی حجاب! مرگ بر...مرگ بر...مرگ و مرگ و مرگ همچنین در خارج مرزها طنین صدای ایرانی! مرگ بر آمریکا ، مرگ بر انگلیس ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ و مرگ و مرگ ...؟! که این فرهنگ توهین و مرگ خواهی مورد استفاده آقایان که به شدت شبیه وبه قولی آغشته به مرام مارکسیستهای ضد سرمایه داریست، نه در مذهب و فرهنگ باستانی ایران و نه در فرهنگ اسلامی و بین المللی جایی ندارد.
نکته: پس چه جای نگرانی در داخل و خارج کشور میماند از اتمی و قدرتمند شدن این سیستم مرگ محور؟
3: چراغ سبز آمریکا و شوروی جهت شروع جنگ ایران وعراق که بهترین بهانه برای حضور نیروهای بیگانه و ناوگان نظامی غرب را درخلیج فارس به آنها داد ، که زمانی یکه تاز این خلیج ناوگان ایران به عنوان ژاندارم منطقه بود.
4: از دست دادن تقریبا تمامی منابع و منافع دریای خزر که قبل از انقلاب به دو قسمت ایران و شوروی و به طور مساوی تقسیم شده بود.
5: بهترین فرصت برای اسرائیل دشمن شماره یک آقایان جهت اجرای برنامه های خود بر علیه فلسطین واعراب در پی به حاشیه رانده شدن اسرائیل از اخبار روز جهان.
6: رونق فروش اسلحه به بلوک غرب و شرق توسط آمریکا و شوروی و تضعیف دو کشور قدرتمند مثلا اسلامی (ایران و عراق) در جنگی که از نظر مدت زمان و خسارات چه گذشته و چه در دوران معاصر بی نظیر بود.
7: بهترین فرصت برای حذف و سرکوب نیروها و گروههای خا لص ، با برنامه و زحمت کش قبل انقلاب ، بزرگان و جوانان بسیاری را در آن هنگامه سختی و نیاز که مردان و غیرت مندان و ناکثان به خوبی ازهم شناخته میشوند ، به جبهه های داخلی و خارجی کشاند و در طی هشت سال جنگ فرصت کامل جهت تصفیه نیروهای روشن فکر، مبارز واقعی و مردمی را به کمیته های تصفیه مافیا و مخالفان داد.
8: خریدهای هنگفت اسلحه توسط کشورهای همسایه به خصوص عربی از غرب و شرق ، هم چنین گرفتن مجوز ناتو و آمریکا از کشورهای همسایه ایران جهت ایجاد پایگاههای متعدد نظامی در خاک آنها از هراس غول غیر قابل کنترل ایران شیعی !
نکته: میبینیم که اقدامات احساساتی ، مداخله جویانه و ماجراجوییهای خود ایران ، فرصت و بهانه را به نیروهای بیگانه جهت لشگر کشی به منطقه خاورمیانه را داده و خواهد داد.
9:سعود بهای نفت و رونق کشورهای نفت خیز مخصوصا کشورهای شیخ نشین همسایه که تا چند دهه پیش از آن جزیی از خاک ایران به شمار میرفتند.
10: شروع سازندگی توسط نه خود غرب بلکه توسط دلالان آنها ، خرید شرکتها و موسسات آمریکایی نه از خود آمریکا بلکه نمایندگان آن کشور(کره جنوبی، ژاپن و پاکستان و...) به معنی سرازیر شدن دلارهای نفتی ما به حساب سرمایه گذاران آمریکایی خواه در خود آمریکا باشند خواه در کشورهای هم پیمان آمریکا ! سازندگی ، آن هم به صورت نمادین و به قولی ترین ها ، بزرگترین برج خاورمیانه ، بزرگترین سد خاورمیانه و... که هیچ دردی از مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و...این ملت رفع نمیکند. (تبلیغ و تبلیغ و تبلیغ)
و اگرقبل انقلاب حکومت محمد رضا شاه وکشورایران به ابر قدرت آمریکا تکیه کرده و از به روز ترین تکنولوژِی های زمان بهره میبرد ، متاسفانه بعد از انقلاب رو به سوی عقب مانده ترین و منحط ترین گروهها و کشورها آورد.
۱۱: خرید کارخانه ها ، شرکتهای ورشکسته نفتی و اتومبیل و... از اروپاییها ، که در اصل حق السکوتی بود به برخی اروپایی های چند رو و روباه صفت ، در برابر تحریمها و قطع نامه هایی که ضد ایران تصویب میشد از طرف مخالفان جمهوری اسلامی. در طول تاریخ روسیه و اروپا بارها پا بر روی تعهدات بزرگ و کوچک خود گذاشته و در سخت ترین شرایط ، حکومتها ، دولتها و ملت را دور زده و ضربات سنگینی را به این کشور تحمیل کرده اند ، بر عکس آمریکاییها که با تمام نفوذ و اعمال قدرتشان در دنیا ، برای نمونه حتی برای بر اندازی نظام ایران به طورعلنی بودجه تصویب میکنند و به قولی مردانه و رو در رو به مخالفت و احیانا کار شکنی میپردازند.
ویک کلام این انقلاب ، برای مدیران نو کیسه درون کشور و تمامی قدرتهای جهان و همسایگان ایران دارای منافع بوده و هست ، هر کسی به سهم خود به قولی از این آب گل آلود ماهی خود را صید کرده و میکند به غیر از خود ملت ایران...
اما قبل از انقلاب رهبر ایران به ایجاد ایرانی پیشرفته و قدرتمند که در غرب و در دوران تحصیل لمس کرده بود میاندیشید ، افکار او (شاه) که میخواست یک شبه و به طور جهشی ، چند دهه عقب ماندگی را جبران کند ، در آن زمان که ملت ایران هنوز درشوک بیداری از خواب فصلی خود بود ، که بر اثر دو جنگ جهانی ، هم چنین برخورد چند باره غرب و شرق و به طبع آن تحرکا ت داخلی بوجود آمده بود به سر میبرد ، این تغییرات همچون جدا کردن یک کودک از افکار و رویاهای شیرین خود بود که به جای پرداختن به بازی و شنیدن داستانهای تکراری ! به علت بی کفایتی حاکمان پیش از این (همچون فاجعه ومصیبت قاجار...) بر سر راه بی پناه مانده بود. در آن زمان که مرام مارکس اقصی نقاط دنیا را در بر گرفته بود ، برنامه ریزی ، تجهیز و آموزش نیروهای یکی از نزدیکترین همسایه ها (ایران) توسط کمونیستها کار چندان مشکلی به نظر نمیرسید.
ودر آن جبهه ، غرب با ترس از نفوذ کمونیسم در ایران ،(ایران نفتی و دارای آبهای آزاد و موقعیتی بسیار استراتژِیک ) کمونیستی که تا قلب اروپا و قاره آمریکا پیش روی کرده بود ، کمکهای همه جانبه نظامی و اقتصادی را تقریبا بدون چشم داشتی به حکومت پهلوی عرضه میکرد ، و با تبدیل شدن ارتش ایران به پنجمین ارتش جهان از لحاظ تجهیزات ، هم چنین تصمیم جدی ایالات متحده بر اتمی کردن ایران ، چه از لحاظ نظامی و چه غیر نظامی ، در آن دوران که همه شرایط جهت کمال استفاده از هراس و نیاز غرب جهت تبدیل ایران به یک کشور پیشرفته به پیش میرفت و متاسفانه همچون دوران گذشته بدون در نظر گرفتن قدرت مردم و فقط با تجهیزحکومت و ایجاد پایگاههای مختلف مخابراتی و جاسوسی سعی در مهارمردم و نفوذ کمونیسم میکردند ، در داخل کشور حکومتی از فراموش شدگان در حکومت شاه تشکیل و با سازماندهی راه تخریب و تضاد را پیش گرفتند. و روشنفکران ! ، یا غرب و شرق زده که غرق در رویاها و کاخهایی که آنان را از توده بد بو و عقب مانده دور نگه میداشت بودند ، که مورد تکفیر شدید حضرات مذهبی بودند ، ویا مستقل و در کنار ملت به روشنگری در مورد خطر ارتجاع مذهبی و تقلید کثیف تازه به دوران رسیدگان نو کیسه میپرداختند که مورد تکفیر شدید هر دو طرف بودند و تنها.
امروز کشور ما در یک سراشیبی تند فراموشی ، بی خبری و بی تفاوتی عمومی قرار گرفته است . کشوری که اکثریت آن را جوانان تشکیل می دهند ، جوانانی با شعور و پر نیرو که در اثر نادیده گرفتن استعداد ها و نبود جایگاه هایی جهت ابراز و جود و تخلیه ی آن همه شور و انرژی اکثرا به سر خوردگی ، فراموشی مشکلات و عقده ها از راههای مختلف می شوند ، و حق ضایع شده ی خود و اعتراض را عمدتا با بیرون رفتن از خانه ، پرسه زدن در خیابان ، شب نشینی ها و پر خاش به والدین طلب می کنند و اثر ها یا بهتر بگو ئیم فا جعه های سوء اجتماعی که به جرأت می توان گفت : تنها مختص (به این شکل گسترده ) کشور ما ست از جمله ، اعتیاد ، فرار دختران و پسران ، طلاق های بسیار ، پیدا کردن راهی برای خروج از کشور و ... مشاهده کرد چرا ؟ مگر رضایت مردم ، امید به زندگی ، ماندن برای ساختن چه دلایلی دارد که در کشور ما کمرنگ و بی اثر شده است ، غرور ملی ؟ که به غلط ، با اجبار و با نا شیگری تمام می خواهند نمادهای مذهبی و اسلامی را جایگزین کنند . که بر عکس به متمایل شدن مردم به آن یکی ! و همچنین تکرار و تحمیل این حقیقتها به روز مره گی و کم رنگ شدن این یکی می انجامد . (خیانت به ملت و مذهب از این بد تر ؟)
و بدتر از همه با تقسیم مردم به خودی و غیر خودی همچون حزب اللهی ، بسیجی ، سپاهی ، قشر مرفه ، دانشجویان ، سهمیه بگیرها ، مزدور، وطن فروشها! و...باعث چند دستگی و تقسیم طبقاتی در کشور شده است که به جز اختلاف درون حکومت ، دولت و قوه های مختلف به درون خانواده ها نیز کشیده شده است.
شاید هم مشکلات ما همان ضعف مدیریت ها ، بر نا مه ریزی ، مسئو لان نا لایق و... است و اگر این طور است مگر همین مدیران و مسئولان با گزینش و تصفیه های آن چنانی حتی در ردۀ وزرا و رئیس جمهور از صافی های حاکمیت عبور نمی کنند؟
آنکس که حرام را گنه خواند *** سودای حلال در سرش نیست
گر تک تکِ مردمان بمیرند *** در فکر نخست و آخرش نیست
کمی به عقب برگردیم ، شاه بعد از کودتای بیست و هشت مرداد و بازگشت به کشور راهی جز در دست گرفتن کامل قدرت و ایجاد شبکه امنیتی قوی جهت مهار تحرکات گروههای مسلمان و غیر مسلمان نداشت ، زیرا مترقی ترین شعار البته وارداتی آن زمان سلطنت و نه حکومت کردن شاه بود و این برای محمد رضا شاه یعنی خانه نشینی و دور بودن از قدرت ، کسی که جانشینی پدر و حکومت ایران را حق قانونی خود میدانست . و در اواخر حکومت تحرکات و حس ناسیونالیستی او همچون جشنهای دو هزار و پانصد ساله ، تغییر تقویم شمسی به شاهنشاهی ، انقلاب سفید و...به چشم ملت آن دوران ایران که از تاریخ خود جز سنگ نوشته ها و تعدادی اثر زیر خاکی عجیب و غریب طاغوتی ! چیز دیگری تصور نمیکرد و تاریخ و سرنوشت حکومتها و ملتهای عرب همسایه خود را بهتر از حتی تاریخ معاصر خود میدانست ، چنان غریب مینمود که اگر این اصلاحات و تغییرات در کشوری همچون تاجیکستان و حتی افغانستان اجرا میشد برای ملتهای آن کشورها ملموس تر و قابل پذیرش تر بود تا خود ملت ایران شیعی...
نتیجه اینکه شاه در اواخر حکومتش همچون اکثرشاهان گذشته ، که حتی بزرگانی چون نادر شاه از آن در امان نماندند ، به تکروی و یکه تازی خود با غره شدن به قدرت حکومتی و همچنین دلارهای نفتی (افزایش یک باره قیمت نفت)، حتی با اذعان به این نکته در چندین سخنرانی ، که ما دیگر به این چشم زاغ ها(غربیها) باج نخوایم داد یک تنه به جنگ و برخورد با چالشهای داخلی و خارجی رفت ، و نتیجه آن بریدن و دور شدن حتی نزدیکترین دوستان او در داخل و خارج کشور شد. اروپای کارگری آن دوران و خسته از استیلای( مخصوصا بانکهای) آمریکا با بستر سازی مسکو، ایالات متحده را دور زده و با دامن زدن به آتش انقلاب ایران لیدر جاه طلب اوپک (شاه) را سرنگون و یکی از بزرگترین بازارهای خاورمیانه را از آمریکا پس گرفت.
دوستی با روسها!؟ روسها در دو جنگ جهانی خاک ایران را اشغال و بمباران کردند و هزاران ایرانی را به خاک و خون کشیدند ، نفت و شیلات ما را به غارت بردند، دو عهد نامه سیاه تاریخ را بر ما تحمیل کردند . در دوران شاه اولین نشانه ها و نمادهای یکی ازنظامهای پیروزمند جهانی یعنی سرمایه داری در کشور ایجاد میشد مانند: بانکها ، صنایع مادر و راهبردی همچون پتروشیمی ، نفت ، ایجاد شبکه های گسترده راهها ، بعلاوه بنادر ، اسلحه سازی ، خط تولید البته چند مدل پیکان (کار، دولوکس ، جوانان و استیشن) ایجاد مناطق تجاری آزاد ، مترو ، ساخت چندین نیروگاه و صنایع هسته ای(البته بی سر و صدا) و تمام صنایع ، کارخانه ها و کلا پیشرفت کشور که حدودا تا پنجاه سال پیش از آن ، یعنی زمان قاجار کوچکترین نشانه هایی از آن نبود ، همانند نیروگاه و صنایع هسته ای سراسر کشور، ارتش مجهز و نوین ، صنایع نفت و پتروشیمی ، راههای آهن گسترده وآسفالته ، دانشگاه ها و مراکز فرهنگی بسیارو...به جای گسترش و پیشرفت ، با سوء مدیریت و بی برنامگی بعد از انقلاب و جنگ ، اکثرا رو به ورشکستگی و نابودی است ، واکثر پروژه های افتتاح شده امروزی ، آغاز و یا ادامه پروژه های قبل انقلاب آن هم بعد از گذشت حدود سی سال بوده است. همانند متروی تهران ، که البته با تاخیر حدود بیست ساله افتتاح شد ، انواع پلها و سدها ، اسکان عشایر و نهضت سواد آموزی که همان سپاه دانش شاه بوده ، کنترل سوخت و گاز سوز کردن خودروها که از تاکسی ها در تهران و چند شهر بزرگ دیگر قبل از انقلاب شروع شده بود ....و کشور در اختیار مستشاران نظامی و غیر نظامی آمریکا ، اروپا بود که علاوه برآموزش و تجهیز نیروهای انسانی در داخل و خارج کشور ، در ساخت راهها ، مراکز و شرکتهای تولیدی بسیاری با ایران همکاری میکردند. و ایران هسته ای ، غربی و قدرتمند به کابوس حاکمان کرملین تبدیل شده بود.
انقلاب پیروز شد ونتیجه آن بریده شدن دست تمامی اجانب ، لغو کاپیتالاسیون های مختلف حقوقی و حقیقی ،استبداد، استثمار، استقلال و آزادی کشور و مردم شد ؟ به کوری چشم آن چشم زاغها ، امروز اتباع روس و کره و... ، مخصوصا بانوان آزاد آنها که مجبور به رعایت حجاب هستند حق توحش یعنی سختی وتحمل زندگی در میان بومیان وحشی و گله آقایان میگیرند . وکاپیتالاسیون ظاهرا فقط برای آمریکاییها حذف شد.
بعد از انقلاب ما ماندیم و پروژه های نا تمام بسیار ، ما ماندیم و نه شرقی و نه غربی ، ما ماندیم و شعار هایمان حال چه باید کرد؟ در آن دوران که هر گروه و کشور در پی اعلام استقلال و آزادی ناگزیر در آغوش یکی از دو سیستم عمده جهان یعنی غرب و شرق میخزید و باید جهت دوام و بقا به یک قدرت وصل میشد ، ما ماندیم و نفت و آزادی!
در ایران ، جمهوری اسلامی ایران با زیر بنا ، اقتصاد ، بانک داری و حکومتی مخلوط از همه نظامهای غرب و شرق میباشد و برچسبی اسلامی .
و اکنون خصوصی سازی، (خصوصی بازی) خصوصی سازی ایرانی،انتقال منابع و سرمایه از حکومت و دولت به وابستگان و بستگان آنها که خود بحثی بسیار پیچیده و گسترده است ، به نارضایتی و عدم اطمینان مردم و مخصوصا جوانان به آینده و عدم امنیت شغلی دامن زده است که خود میتواند یکی از دلایل تشدید تلاش برای خروج از کشور و هر گونه اقدام جهت اعمال و شغلهای کاذب و بسیار خطرناک همچون : ازدیاد سرقتهای مسلحانه و گروگان گیری ، قاچاق مواد مخدر و لوازم خانگی ، ساخت و فروش مشروبات الکلی و خود فروشی های گسترده باشد هم چنین عمل قشر کم درآمد جامعه (که اکثریت را تشکیل میدهد) به هر حرکت غیر اخلاقی جهت کسب درآمد و تبدیل شدن به انسانهای سود جو و حسابگر شده است. امروز کشور محتاج تخصص و تحرک است نه ریش و تسبیح و انسانهای رام و ظاهر ساز. اما در جمهوری نوپای ما در حالی که نیاز حیاتی و فوری به تخصص های جدید و در اولویت دادن آنهاست و ظاهرا دغدغه اصلی مسئولان دلسوز! نیز جز این نیست.(تا آنجا که برای پیشرفت و آبادانی کشور ، ایرانی ، اسلام ؟....حاضر به نابودی و فدا کردن همه دستاوردها هستند ...) البته قسمتی از این توجه را نیز باید در تحرکات جهانی (جهانی سازی) تحریمها و تمایل بخش خصوصی در کشور دانست اما متاسفانه در عمل به تعدادی طرح و تغییرات نمادین اکتفا شده است ، به طور مثا ل تاکید مسئولان بر خصوصی سازی ، تجارت جهانی ، رونق بورس و بازار است ، که پایه های اصلی سیستم سرمایه داری است... در این دوران که تمامی کشورهای دنیا(از جمله خود ایران و روسیه) در تلاش برای پیوستن به جامعه تجارت جهانی هستند ، که سیستم آن بر اساس تجارت آزاد و بازاراست ، شعارو تلاش برای مثلا خود کفایی ، که به دوران جنگ سرد برمیگردد ، از سوی ایران در تضاد کامل با هم هستند. چرا مخالفان انقلاب و یا حاکمیت اکثرا در خارج از کشور و مرزها و زیر زمینی که با تعصبات تند ، مظلوم نمائی ها و دخالت برخی گرو ههای مغرض خارجی همراه است شکل گرفته ؟ مگر داخل کشور جائی برای آنها نیست این همه ضعف و ترسِ از فقط مخالف...
گوشه ای از دستاوردها!!! ساخت نیروگاه هسته ای با هزینه میلیاردها دلار و هزاران میلیارد تومان بعد از گذشت بیش از ربع قرن نا تمام و در هاله ای از ابهام باقی مانده است . بانک های کشور که قلب اقتصاد یک کشور هستند به صورت دهها ، صدها و هزاران شعبه ، صندوق و بانک بی تعهد شخصی و غیر شخصی آقایان ،آقا زاده ها و وابستگان ، به صورت بنگاه معاملاتی شخصی و تکه تکه شده در آمده است که حتی مشخص نیست هزاران میلیارد سرمایه و سود آن به دست کدام شخص و گروه ، بدون هیچ نظارتی و در کدام طرح و پروژه عمرانی در داخل و خارج صرف میشود .
پیشنهادها جهت جلوگیری از جنگ قدرت و مافیایی در کشور و تهاجم خارجی که متاسفانه در شرایط موجود گریز ناپذیر هستند :
1: تطبیق قوانین اساسی و قضایی کشور با اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل که مورد تائید حکومتهای قبل و بعد انقلاب به عنوان عضوی از این سازمان قرار گرفته است.
2: خصوصی سازی وعدم اعمال قدرت و نفوذ رهبران مذهبی و سیاسی در رسانه های جمعی.
3 : اقتصاد باز و فضای باز سیاسی جهت هر گونه سرمایه گذاری داخلی و خارجی.
4: احترام و آزادی به هر قومیت و گروه در منطقه خود جهت اقدام به یک پارچه کردن کشور از طریق دستاوردهای آنها در قالب افتخارات ملی ...
و این یعنی انتقال قدرت خواه ناخواه ، نا گفته نماند که هر گاه به نوعِ زندگی ِ خود و اکثریت توجه کنیم بیشتر به این مثل قدیمی نزدیک می شویم که خلایق هر چه لایق و به قولی هر دولت یا حکومت آینه اکثریت ملت است ، تا زمانی که این اجتماع یا بهتر بگوییم این اجتماعات پراکنده به یک جامعه واحد (همانند کشورهای توسعه یافته) تبدیل نشده است ، شاهد حکومتها و دولتهای خود خوانده و وابسته که البته زاده نا آگاهی عمومی شرایط و حوادث داخلی و خارجی از گذشته تا به امروز هستند خواهیم بود و احیانا توهین و به دنبال مقصر گشتن راحت ترین راه برای فرار از واقعیتها و توجیه عمل کرد خود است...
***البته نباید این نکته بسیار مهم را فراموش کنیم که پشت پرده یا بهتر بگوییم بهانه این جنگهای زرگری سیاسی و حتی نظامی ، که از گذشته تا همیشه ادامه خواهد داشت ، ریشه در ایدئولوژی و مکتب دارد ، همان طور که میدانید رسالت برخی آقایان و حضرات فراتر از رسالت پیامبران! است ، که برخی سران ایالات متحده ، انگلیس و اسرائیل نیز از این قاعده مستثنی نیستند ، و آن آماده کردن جهان و مردم! جهت ظهور امام زمان خودی است ! بله داعیه داران حکومت جهانی در دو سوی عالم ، که امروز با رصد! نشانه های آخرالازمان در دو جبهه به یک جنگ آشکار تبدیل شده است.
خلاصه : تصفیه نژادی و مذهبی که حاصل آن حمام خون است و بعد آزادی و عدالت جهانی؟؟؟!!!***
چون حقیقت فاش گردد سر نباشد بر تنی*** زین جهت همواره قفلی بردهان باید کشید ؟!
تنها چاره :
َنفس ، فکر ، َصبر
به شدت نیازمند و منتظرراهنماییها ، انتقادات و نظرات شما هستم.
حرف دل خود اگر بگویی *** گویند که مست و ناسپاسی
بر سینۀ بی گنه بچسبند *** در جامعه وصلۀ سیاسی
همیشه پیروز و سلامت باشید
مهدی
دوشنبه 26 شهریور1386
سر به داران... میشناسید؟؟؟


![]()

چهارشنبه 24 مرداد1386
ولتر
ایرانیان کمی هم ازمطالب نه چندان مهم قانون اساسی خود بدانید و آزادی بیان
...به استناد ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر تمام افراد بشر آزاد و با شان و حقوق برابر به دنیا می آیند 0000 ماده دو اعلامیه مرقوم هرگونه تبعیض را مردود شمرده و ماده 7 اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام میدارد ، همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون هیچ گونه تبعیضی از حمایت یکسان قانون برخوردار شوند 00000000
برابر اصل هشتم متمم قانون اساسی نظام مشروطه اهالی مملکت ایران در مقابل قانون متساوی الحقوق خواهند بود اما برطبق اصول 19 و 20 قانون اساسی مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود وهمه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند . بعد از اعلامیه جهانی حقوق بشر اصل هشتم متمم قانون اساسی مشروطه نسبت به اصول 19 و 20 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از انسجام حقوقی قوی تری برخوردار است . چه اولا اطلاق اهالی مملکت ایران در مقابل قانون متساوی الحقوق خواهند بود و شمول آن بر آحاد ملت ایران جای هیچ تخصیصی بجای نگذاشته ثانیا در اصل 19 قانون اساسی با آوردن صفاتی مانند رنگ و نژاد ، زبان و مانند اینها جای شبهه باقی گذاشته و میتوان ایراد نمود این تساوی تسری به دین ندارد ثالثا شاید بتوان این ایراد هم را وارد نمود گر چه اوصاف فوق سبب امتیاز نیست اما پست ، مقام ، اشرافیت موجب امتیاز خواهد بود !!؟ رابعا در اصل بیستم آوردن کلمه با رعایت موازین اسلام ضعف بسیار بزرگی است که میتواند با برداشتهای متفاوتی روبرو گردد که امیدوارم روزی این نقایص از قانون اساسی مرتفع و اصلاح شود
اما با بررسی سیر قانونگزاری در ایران بنظر میرسد
.1-
در عصر و دوران پهلوی کمتر از 50% از قوانین عادی در زمینه حقوق سیاسی و اجتماعی با قانون اساسی مغایرت داشت .2-
در نظام کنونی بیش از 80% قوانین عادی در زمینه حقوق سیاسی و اجتماعی با قانون اساسی جمهوری اسلامی مغایرت دارد .3-
نزدیک به 40% قانون اساسی در زمینه حقوق سیاسی و اجتماعی با اعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت دارد .4-
بیش از 80% قوانین عادی در نظام کنونی در زمینه حقوق سیاسی و اجتماعی و مدنی با اعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت دارد .1:
مواد 498 لغایت 517 قانون مجازات اسلامی از لحاظ قانون نویسی اشکال فراوانی داشته و هر یک بنوعی بیان عقیده آزاد و فعالیت سیاسی را جرم شناخته باید اصلاح و محدود گردد . 2: به استناد اصل 159 قانون اساسی دادگستری مرجع تظلمات عمومی است لذا تشکیل دادگاه به اعتبار شغل و لباس و فعل انسانها به استناد اصول 19 و 20 قانون اساسی و اصول 159 و 172 قانون مزبور فاقد وجاهت قانونی میباشد . بر این مبادی تشکیل دادسرا و دادگاههای ویژه روحانیت و دادگاههای انقلاب به استناد اصول فوق و بلحاظ وجود تبعیض بین انسانها فاقد توجیه قانونی و منطقی بود ، و باید هر چه زودتر برچیده شده و قوانین مربوط به آنها لغو گردد گر چه در مورد دادگاهها ویژه روحانیت اساسا قانونی هم نداریم !!تفویض تفسیر قانون به شورای نگهبان که اعضای آن انتصابی بوده بر اصل حاکمیت مردم خدشه وارد میسازد
.3:
اصل 143 قانون اساسی باید بنحوی مورد اصلاح قرار گیرد که حق حاکمیت مردم در مقابل نظام حاکم محفوظ بماند ، چه آنکه ارتش و سپاه پاسداران نباید مدافع نظام بوده ، بلکه باید به دفاع از استقلال کشور ، تمامیت ارضی و حاکمیت مردم ملزم گردند ، در فرضی که اکثریت مردم خواهان ادامه حکومت نظام نباشند اصل فوق نیروهای مسلح را به مقابله با مردم سوق خواهد داد .نظر شما چیست؟ آیا امپراطوری اسلامی عربی و یا عثمانی به پایان رسیده یا تغییر شکل داده؟ امپراطوری ایران چه شد؟ آیا ایران به دست ایرانی و به استقلال رسیده است؟ نقش اروپای باهوش و روباه صفت چه بوده و هست؟ آیا اسراییل ، آمریکا و غرب دشمن شماره یک مسلمانان است ؟ درصورتی که مترقی ترین ، آزاد ترین و به روز ترین نهادها و رهبران اسلامی را درخود جای داده و آزادی موجود درغرب برای مسلملنان و اسلام و ابرازعقیده آزاد تراست یا درخود ممالک اسلامی؟!... هر گونه سوال و جواب مورد نظرخودرا اعلام کنید تا تبادل نظرداشته باشیم
...قسمتهایی از مصاحبه دکتر غنی نژاد استاد اقتصاد راانتخاب کرده ام بخوانید و فکرکنید
:دکتر غنی نژاد دارای دکترای اقتصاد توسعه از فرانسه و استاد اقتصاد در برخی دانشگاهها از جمله دانشگاه صنعتی شریف است
.مهمترین کتابهای او عبارتند از: « معرفت شناسی علم اقتصاد »، « تجدد طلبی و توسعه در ایران معاصر » و « جامعه مدنی، آزادی، اقتصاد و سیاست ». گفتگوی ما با آقای دکتر غنی نژاد در باره دمکراسی در ایران است
.مشروعیت ناشی از رعایت حق است. نه اینکه صرفا حقوق اکثریت رعایت شود. حتی حقوق یک نفر اگر نقض شود به معنای آن است که سیستم مشروعیت ندارد. یعنی اکثریت منهای یک نفر نمی تواند حقوق همان یک نفر را نقض کند. این تصوری است که من از حکومت قانون و از دمکراسی به معنای قابل دفاع دارم
.بنا براین، اولین شرط برای اینکه انسان در جامعه آزاد باشد این است که اقتصادش آزاد باشد، یعنی معیشت مردم در گرو دولت نباشد. چون وقتی معیشت مردم در ید قدرت دولت قرار گرفت، آزادی ها را تحت تأثیر قرار می دهد. تجربه تاریخی درستی این نظر را اثبات کرده است
.روشنفکران ما دائم از مطبوعات آزاد و آزادی بیان گفته اند. اما اگر آحاد مردم از جمله روشنفکران کارمند دولت باشند و حقوقشان را از دولت بگیرند، چگونه می توانند آزاد باشند؟ چگونه می توانند از دولت انتقاد کنند؟ اگر انتقاد کنند رگ حیاتی شان یعنی معیشت شان قطع می شود
.آزادی مطبوعات و بیان در جوامعی وجود دارد که اقتصادشان آزاد است. معیشت شهروندان و روشنفکرانش وابسته به دولت نیست
.آزادی یعنی اینکه ساختار سیاسی طوری باشد که کسی نتواند آزادی را زیر سوال ببرد. این نوع آزادی در آمریکا هست، در انگلیس هست، در فرانسه هست و چنان است که یک روزنامه نگار می تواند یک رییس جمهور را از رأس قدرت پایین بکشد. آزادی معنی اش این است. ولی اگر معیشت آن روزنامه نگار در ید قدرت آن رییس جمهور باشد می تواند این کار را بکند؟
کل سیستم اقتصاد بر نهادهایی قرار گرفته که آنها به نوبه خود بر اعتقادات و ارزش های موجود در جامعه استوارند. نهایتا اندیشه انسان است که تعیین کننده است. اگر اندیشه ها تغییر کنند همه چیز تغییر می کند
.سال 1368 که خواستند اقتصاد را مقداری آزاد کنند حمله های شدیدی به آن شد و از آن به بی عدالتی و فساد تعبیر کردند
..
کمونیست های ما را که دیده بودید چه جور کمونیست هایی بودند. نه مارکس خوانده بودند، نه انگلس خوانده بودند، فقط سمت تفنگ رفته بودند.اسلام همان چیزی است که هست. آن اسلام نه تزاحمی با مشروطه داشت، نه تزاحمی با نهادهای مدرن داشت
.اقتصاد مدرن می گوید مالکیت خصوصی باید محترم شمرده شود. اقتصاد مدرن می گوید قراردادها باید رعایت شود، آزادی انتخاب وجود داشته باشد، قیمت گذاری دولتی نباید انجام شود. اساس اقتصاد مدرن بر این چیزها استوار است. اینها تضادی با اسلام ندارد. چه کسانی گفتند سرمایه داری ضد اسلام است؟ مارکسیست ها گفتند. فقها که نگفتند
...یکشنبه 19 فروردین1386
جوابیه...
با توجه به محدود بودن فضا و وقت شما عزیزان به گوشه ای ازاتفاقات ، اقدامات وتحرکات بسیارتاثیر گذار داخلی و جهانی اخیرباز هم به طور پراکنده اشاره ای گذرامیکنم ، با شواهدی که ذکرخواهم کرد ، برنامه ای بسیار حساب شده جهت انزوای شدید ایران ( البته حکومت) و بستر سازی جهت حمله نظامی به ایران روشن خواهد شد ... نظرات ، پیشنهادات و نقطه نظرات خود را بیان کنید.
اقدامات وآماده سازی جهانی برای جنگ :
1: ایجاد یک شرایط جدید در روابط و تعاریف بین المللی در پی حملات یازدهم سپتامبر ، که باعث تحریک دوباره اذهان عمومی مردم دنیا و به خصوص آمریکا شد ، که بعد ازجنگ جهانی دوم وجنگ آمریکا در ویتنام ، از حالت تهاجمی ودشمن ستیزی ، رو به آرامش و صلح به پیش میرفت ، که با عمل کرد دولتهای خود خوانده و برخی گروههای منحط و مرتجع مثلا اسلامی همچون طالبان و صدام...بهترین بهانه برای لشگر کشی جدید به منطقه را به نیروهای خارجی داد ، البته دلیل اصلی این لشگر کشی تسلط مستقیم برمنابع نفت ، گازومنطقه استراتژیک خاورمیانه است ، درپی نزدیکی تدریجی کشورهای نفت خیز خصوصا اوپک ، که با شعارهایی تحریک کننده مانند کنترل بازار نفت و فشار به کشورهای مصرف کننده ، خصوصا غربی جهت گرفتن امتیازاتی ، از جمله نزدیکی و شعارهای تحریک آمیز آقای احمدی نژاد ، آقای چاوز ، آقای اورتگا و حتی آقای کاسترو... با داشتن دیدگاههای شدید ضد غربی و آمریکایی ، هم چنین ادامه پیشروی وغربی ساختن هر چه بیشتربلوک باقیمانده شرق(شوروی یا روسیه) توسط آمریکا ، که از یوگسلاوی سابق شروع ودرادامه با عراق وفتح یکی پس از دیگری کشورهای تازه استقلال یافته (ایجاد پایگاههای نظامی وانقلابهای مخملی) شوروی واستقرارناتو پشت دروازه های روسیه تا به امروزادامه داشته وخواهد داشت... البته این اقدامات غرب ، در این جبهه یعنی شرق و مشخصا روسیه ، با توجه به اقتدار گرایی و تصمیم آقای پوتین جهت ایفای هرچه بیشترنقش روسیه در معادلات جهانی ، از جمله عقد پیمانها و قرار دادهای نظامی و اقتصادی با کشورهای مشترک المنافع و نزدیکی هر چه بیشتر به چین وایران ، نوید یک یارگیری ، دوره و بحران جدید یا همان جنگ سرد ، آن هم در قرن بیست و یکم یعنی عصر ارتباطات را میدهد ، که عواقب آن بهانه برای ایجاد یک پرده آهنین جدید و سرکوبها ، هم چنین محدود کردن هر چه بیشتر حقوق مدنی در روسیه و کشورهای هم پیمان(ایران و حتی خود غرب و آمریکا...) آن را به دنبال خواهد داشت...
2: به کار بردن واژه جنگهای صلیبی در سخنرانی از پیش تعیین شده جرج بوش بعد از حملات یازده سپتامبر، که با سرزنش وعکس العمل شدید گروهها و شخصیتهای سیاسی و مذهبی بسیاری در داخل و خارج آمریکا روبه رو شد.
نکته : جالب اینجاست که این جنگهای صلیبی شروع شد آیا با یک نگاه گذرا به این نتیجه نمیرسیم ؟ ازنظر شما جنگ به چه معناست؟ حمله نظامی ناتو (تقریبا تمامی کشورهای اروپایی و آمریکای به قولی مسیحی) با تصرف افغانستان و عراق ، و تهدید ایران ، سوریه و عربستان... حمله شدید و همه جانبه اسرائیل به لبنان و فلسطین، که این جنگها ازلحاظ گستردگی سرزمین ، نیرو و تجهیزات ، بسیارگسترده تر از جنگهای صلیبی گذشته بوده.
3: گسترش و از سر گیری ایجاد سپر دفاع موشکی آمریکا ، برای فشار بر روسیه و حتی برخی کشورهای نیمه مستقل اروپایی همچون فرانسه و آلمان ، جهت جلوگیری از سرمایه گذاری وهمکاری بیشتربا نظام ایران.
4: تصویب تحریمهای بسیار گسترده جدید بر علیه نظام ، که این بارقلب اقتصاد ایران یعنی انرژی را نشانه رفته است.
5: کاستن و از بین بردن نفوذ نظام ایران در بین کشورها و گروههای مختلف نظامی و سیاسی همچون سوریه ، جنبش حماس ، فدائیان فلسطینی ، مجلس اعلای انقلاب شیعیان عراق وافغانستان...که در پی سفرهای مکرر مقامات آمریکایی از جمله سفردوره ای اخیر رایس و خود جرج بوش به کشورهای منطقه که دستاوردهای بسیار زیادی را برای ایالات متحده آمریکا در پی داشته است ، که گوشه ای از آنها را ذکر میکنم:
الف_اعلام آمادگی سوریه ، یکی از متحدان قدیمی و استراتژیک حکومت ایران جهت مذاکره با اسرائیل.
ب_مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق که این مجلس و شاخه نظامی ، حتی شبکه تلویزیونی آن در ایران توسط نظام ایران و در اوایل انقلاب تشکیل شد ( میتوان گفت به تلافی حضور و شبکه تلویزیونی مجاهدین خلق یا همان منافقین در عراق بود ، جهت کمک ! به شیعیان جنوب عراق ...)، به درخواست آمریکا و در پی سرنگونی رژیم صدام به حذف واژه انقلاب و انحلال تشکیلات نظامی خود اقدام نموده است.
ج_عقد یک قرارداد بسیارمهم ده ساله نظامی با اسرائیل و اعراب به مبلغ حدود شصت و سه میلیارد دلارکه مهم تر ازمبلغ آن برای ایالات متحده آمریکا ، نزدیکی هر چه بیشتر اعراب و اسرائیل است علیه ایران!
نکته بسیارمهم : این اقدامات آمریکا و نزدیکی اسرائیل و اعراب محافظه کاروخسته ازدرگیری و جنگ از یک سو و پافشاری عجیب ایران برحق فلسطین ، که خود گروههای درگیر فلسطینی بارها با دولت اسرائیل به مذاکره پرداخته اند و حمایت از حزب الله و مقاومت ازسوی دیگر، تبدیل به یک جابه جایی بسیارخطرناک درمعادلات منطقه شده است که ماجراجویی حاکمان ایران ، توجه اعراب را از اسرائیل به ایران اتمی و سرکش معطوف ساخته است ... واین نهایت استفاده غرب و اسرائیل از مسئله کذایی اتمی حاکمان خود خواه و خود خوانده ایران است.
همان طورکه درپستهای قبلی نیزاشاره کرده ام : آیا هنگام آن نرسیده که مسئولان دلسوز! مملکت به فکر طرحی نو باشند که بعد از سالها (و حتی قرنها محافظه کاری) دلسوزی و پشتیبانی برادرانه ! با فاتحان قادسیه ! مشمول این مثل قدیمی نباشیم که : وفا کردیم و جفا دیدیم ، کمکهای همه جانبه کشورهای عربی به صدام در طول جنگ ، خلیج عربی ، جزایر سه گانه ، کشتار زائران ایرانی توسط حکومت عربستان، و...
اقدامات و زمینه سازی داخلی؟! برای جنگ :
1: اجرای انواع طرحهای فیلترینگ احزاب و افراد آزاد و ایجاد جو ارعاب و پلیسی در جامعه ، به عناوین مختلف.
2: گسترش تشکلهای بسیج ، از جمله تشکل عجیب وغریب بسیج اساتید دانشگاه ، تشکیل فرمانداریهای ویژه ! در شهرهای بزرگ و انجام انواع مانورهای نظامی درون و برون شهری بسیار پر هزینه و تشنج زا.
3: تکرار شعارهای مرگ و جنگ طلبانه اوایل انقلاب .
4: پا فشاری هر چه بیشتر بر حمایت از انواع گروهها و کشورهای غیر متعهد ، به مانند : حزب الله لبنان ، گروه حماس و...
شاید بارها این جمله را شنیده باشید که : مشکلات بزرگ و فاجعه ها حاصل بی توجهی و تکرارمشکلات پیش پا افتاده و کوچک است ، امروز سران کشوربا یک بازگشت به اوایل انقلاب وتکرار شعارهای آن ، دشمنان خود را به چالش و جنگ دعوت میکنند چرا؟...
به نظر شما این تحریک کردن قدرتهای بزرگ جهت حمله به کشور، با جمله هایی مانند آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند ، ما بر خرابه های استکبار و استعمار آمریکا و اسراییل خواهیم ایستاد و... که ازاوایل انقلاب در دستور کار آقایان قرارگرفته است چه دلایلی میتواند داشته باشد؟
حکومت ایران بعد از انقلاب تا به حال ، بدون مطالعه ، یکی پس از دیگری به تایید و عضویت در انواع کنوانسیونها و آژانسهای مختلف جهانی مبادرت ورزیده ، سوال ما از آقایان این است که اگر عضویت در آژانس بین المللی اتمی را پذیرفته اید ، چگونه به هشدارها و مصوبه های آن به بهانه های مختلف عمل نمیکنید و پایبند نیستید؟
یا همان طور که میدانید به عنوان عضوی از اعضای سازمان ملل متحد ، تا به حال با توجه به تصویب قطع نامه های مختلف ، از جمله در مورد حقوق بشر و بازدید از زندانهای کشور ، کوچکترین همکاری با هیئت های مختلف حقوق بشر مشاهده نشده است ؟
کمی به عقب برگردیم آیا پایه گذاری نهادهای مدنی و صنعتی شدن، از جمله دستاوردهای مشروطه (مجلس) و ایجاد به روز ترین تاسیسات ، شرکتها ونهادهای مردمی ، که همگی وارداتی و به قولی غربی بوده اند ، باعث بالا رفتن سطح رفاه عمومی و کشور نشده است ؟ همان طور که در گذشته تمدن جهان مدیون تمدن شرق و مشخصا ایران بوده ، امروزنیز پیشرفت جهان معاصر مدیون اختراعات و فداکاریهای غربیهاست ، با کمی دقت و مطالعه متوجه میشوید که تا حدود سه قرن پیش اوضاع عمومی مردم و کشورهای جهان نسبت به امروز در چه وضعیت فاجعه باری بوده همچون : مرگ و میر کودکان و مادران ، سطح بهداشت و سلامت آب و تغذیه ، انواع بیماریهای واگیرداروخطرناک دامی و انسانی ، راهها ، شهرها و روستاهای نا امن...ومیانگین سنی مردم چیزی کمتر از سی و پنج سال بوده است ... همان طور که آقایان این پیشرقتها و دستاوردهای عظیم همه جانبه غرب را حاصل استعمارو استبداد و زور گویی غرب میدانند ، پس میتوان فتح نیمی از دنیا و حتی اروپا را توسط مسلمانان ، که آن را گسترش عدالت و دین خدا مینامیدند و باعث افتخار مسلمانان است را دوره استعمار و استبداد اسلام دانست؟!
یا به طور مثال کشور هند ایران را به دلیل چندین حمله نظامی در قرنهای گذشته غاصب و استعمار گر بنامد و هر گونه رابطه را با ایران به اسم کشوری متجاور و استعمار گر قطع کند!!!
چرا اتفاقات گذشته داخلی و جهانی را که آقایان با بغض ، غرض و نام گذاریهایی (استعمار و استکبار) که مختص کمونیستها و مارکسیستهاست ، تجارب بد و خوب انسانها و کشورها نام گذاری نکنیم ، وبه جای توهین و حذف دیگران ، که نشانه ضعف است به حل مسائل ، از طریق فرستادن نمایندگان واقعی مردم نپردازیم؟ پس میبینیم که مخالفت با گفتگو بین ایران و کشورهای مورد اختلاف همچون آمریکا و حتی اسرائیل ، به رسوایی و تزلزل پایه های حکومتی مخالفان منجر خواهد شد ، مشخص است آن وقت دلالان ، پول پرستان و جنگ طلبان شناخته و رسوا خواهند شد که اکثرا ریشه در حکومت و دولت دارند ، که سود و موجودیتشان به بحران ، اختلاف وجنگ وابسته است...
پس همان طور که میبینید این شرایط جدید جهانی ، یا بهتر بگوییم جنگ قدرتها و ابر قدرتهای جهانی میتواند برای کشور ایران با یک موقعیت استرتژیک و منابع سرشار ، با ایفای نقش متعادل کننده قدرتها ، که آرزوی دیرینه بر تسلط وامروزه سرمایه گذاری همه جانبه در این کشور ثروتمند را دارند ، با تدبیر و بی طرفی حساب شده به سرمایه گذاری همه جانبه در کشور ما منجر شود ، اما متاسفانه در این شرایط بسیار حساس جهان ، آقایان با یک بازگشت بسیار خطرناک به شعارها و اقدامات اوایل انقلاب ، و در افتادن با تمام دنیا ، همان طور که قبلا اشاره کردم ، کشور را به یکی دیگر از صفحات شطرنج قدرتهای بزرگ تبدیل خواهند کرد تا کی و واقعا تا کی باید شاهد تکرار و تکرار باشیم...
هر یک چندی یکی بر آید که منم
با نعمت و با سیم و زرآید که منم
چون کارک او نظام گیرد ، روزی
ناگه اجل از کمین در آید که منم
همیشه پیروز و سلامت باشید
مهدی
دوشنبه 16 بهمن1385
ندارد...
پنجشنبه 16 آذر1385
لینک دونی
وبلاگ مدیر بلاگفا (آقای علیرضا شیرازی) کلیک کنید
شیرین عبادی (افتخارا یرانی) کلیک کنید
معرفی وبلاگ به موتورهای جستجو (افزایش بازدیدها) کلیک کنید
دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی کلیک کنید
عکسها سایتها و... هنرمندان و ... برتر داریوش اقبالی صادق هدایت و ... کلیک کنید
تست خود شناسی حتما کلیک کن کلیک کنید
طالع بینی و تعبیر خواب کلیک کنید
عکس ارواح و جن حتما کلیک نکن....![]()
چهارشنبه 15 آذر1385
سید علی صالحی


